المسعودي ( مترجم : محمد جواد نجفي )

47

اثبات الوصية لعلي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي )

براى تجارت خارج شدند ، موقعى كه سوار كشتى و در دريا رهسپار شدند كشتى آنان شكست و آنها در يكى از جزيره‌هاى دريا خارج شدند و مردى را دريافتند كه به خواندن نماز مشغول بود ؛ وقتى كه آن مرد از خواندن نماز فارغ شد از حال آنها پرسش نمود ؟ و آنها شرح حال و جريان خود را بيان كردند ، او هم خود را معرّفى كرد . در اين اثناء ابرى در عبور بود ، او ابر را صدا زد و گفت : تو براى كجا مأمور شده‌اى ؟ در جواب گفت : كه براى چه جائى مأمورم گفت : دنبال مأموريت خود برو ، آنگاه ابر ديگرى را صدا زده از مأموريت او پرسيد ؟ گفت : من براى فلان موضع فرستاده شدم ، آن ابر را امر كرد كه آن دو نفر را به پشت خود حمل نموده بمنزلشان برساند ، آن ابر حركت كرد و هر يك از آنها را بالاى بام خانه‌اش نهاد بطورى كه خانهء خود را شناختند . يكى از آنان از سطح بام به زير آمد و خود را پنهان نمود . و ديگرى از سطح به زير آمد و خود را آشكار كرده در منزل قرار نگرفت و بپادشاه صدائى زد ، همين‌كه او را نزد پادشاه آوردند او را از پسر شاه كه در جزيره ديده بود خبر داد و اوصاف او را بيان نمود ، پادشاه گفت : از كجا بدانيم كه تو راست ميگوئى ؟ ! گفت : من با فلان رفيق همراه بوده‌ام و قصهء خودشان را بعرض رسانيد . پادشاه رفيق او را احضار كرد و راجع به اين موضوع از او پرسيد ولى او انكار كرد ، هر چه پادشاه اصرار كرد او بر انكار خود ادامه ميداد ، آن مردى كه اين خبر را آورده بود بشاه گفت : جماعتى را با من روانه كن تا او را نزد تو آورم ، چنانچه او را نياوردم هر عملى